از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٤٨ - اطلاع دادن ابن زياد مخذول خبر شهادت حضرت سيد الشهداء عليه السلام را به يزيد بن معاويه ملعون و اظهار شادى كردن آن بدعاقبت
اطلاع دادن ابن زياد مخذول خبر شهادت حضرت سيّد الشهداء عليه السّلام را به يزيد بن معاويه ملعون و اظهار شادى كردن آن بدعاقبت
پس از آنكه عبيد اللّه زيا سلطان مظلومانرا شهيد كرد و عيال و حرم او را بكوفه آورد بعد از آوردن به مجلس و توبيخ نمودن امر كرد آل اللّه را در خرابه جنب مسجد اعظم جاى دادند و سر سرور شهيدان را در كوچه و بازار و اطراف قبائل طواف دادند و بعث البشاير الى النّواحى و الامصار كالمدينة و الشّام بعد از اين واقعات ما سبق آن ولد الزّنا خبر فتح و مژده قتل امام مظلوم را به اطراف و اكناف و بلاد و امصار فرستاد از جمله به مدينه خير الانام كه وطن اصلى سيّد الشهدا عليه السّلام بود و بشهر شام از براى يزيد .
قال السّيد قال الراوى و كتب عبيد اللّه ابن زياد الى يزيد بن معاوية و اخبره بقتل الحسين و خبر اهل بيته .
مرحوم سيّد مىفرمايد : اولا ابن زياد نامه به يزيد نوشت بشارت كشته شدن حسين و خبر اسيرى اهل بيت را تماما در آن درج كرد باين مضمون
|
نمىدانى چه بيدادى من بيدادگر كردم |
چهها در كربلا با عترت خير البشر كردم |
|
|
گشودم دست كين برخاندان مرتضى يكسر |
به يكدم خاندانش را همه زير و زبر كردم |
|
|
چه مشگين خط جوانانى كه بىجرم و بىگنه كشتم |
چه شيرين طفلكانى را يتيم بىپدر كردم |
|
|
در اول تا ختم خصمانه برعباس و براكبر |
به يكساعت حسين عليه السّلام را بىبرادر بىپسر كردم |
|
|
پس آنگه تشنهلب كشتم حسين را با دو صد خوارى |
ز مرگش خواهرانش را همه خونينجگر كردم |